بدبوی

#بد_بوی
#پارت_۵۳

#الینا

_لنا تو چطور جرعت میکنی صدات رو واسه خواهر بزرگترت بلند کنی هااااا؟‌
دیوونم نکن راه بیفت همین حالا میریم خونه

_من با تو هیچ ها نمیام ابجی

_عه اوکی پس صبر کن بابا و مامان بیان دنبالت

_بهشون چیزی نمیگی وگرنه میگم به کی تو رابطه ای

_مگه جیمسون چشه؟

جیمسون
_مگه من چمه

_هیچیت نیست جیمسون ولی مامان و بابا بفهمن الینا یواشی رابطه پنهونی داره اصلا خوشحال نمیشن

_تو غلط کردی حرفی بزنی لنا حداقل من مثل تو با دوست پسرم نرفتم تو t..خ..t
جنبه دارم

_اها یعنی من بی جنبه ام

_کافیه
تمومش کنید

همه برمیگردیم سمت کریس که تا الان ساکت بود

_امشب میام خواستگاری لنا و قضیه تموم میشه

الینا
_فکر کردی این بی آبرویی شما با خواستگاری جمع میشه؟

جیمسون
_کریستین چرت نگو چه خواستگاری؟

_کریس خواستگاری چیه دیگه ما هنوز دانشگاه میریم هنوز کار نمیکنیم خونه نداریم هیچی نداریم چی میگی

_من اون قدر پول دار هستم که یه خونه بگیرم ماشینم دارم ازدواج میکنیم دانشگاه هم باهم میریم و بعد دانشگاه سر کار هم میریم باهم از پسش بر میایم

_کریس این چیزا مسخره بازی و بچه بازی نیست

_لنا ما هم دیگه بچه نیستیم

_ولی هنوز سنمون به ازدواج نرسیده

_اره ولی خوبیش اینه باهم بزرگ میشیم باهم طعم زندگی رو میچشیم

الینا
_جفتتون خفه شید مامان و بابا قبول نمیکنن و همینطور خود منم قبول نمیکنم

کریس
_حداقل سعی خودمون رو میکنیم مگه نه عشقم؟

_کریس ما تازه باهم آشنا شدیم هنوز باهم وارد رابطه هم نشدیم و هنوز من نمیدونم چه حسی بهت دارم

_اینطوریه لنا؟
باشه پس...

سوئیچ ماشینش رو از رو میز برمیداره و با سرعت از خونه میزنه بیرون

پشت سرش با تمام توانم میدوم و اسمش رو فریاد میزنم

دوستان لایک ها قبلا خیلی خوب بود الان خیلی کم شده لایک ها و کامنت ها بالا نره پارت نمیزارم کامت ها بالای ۱۰۰ بشه لایک ها بالای ۱۵ بدوییید
دیدگاه ها (۲۶)

#بد_بوی #پارت_۵۲#لنا با کریس زود لباس هامون رو پوشیدیم و رفت...

#بد_بوی #پارت_۵۰به دلیل داشتن صحنه نمینویسم #پارت_۵۱ #الینا ...

#بد_بوی #پارت_۴۹#کریستین با لنا تو یه سینما قرار گذاشتیم و ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط