صبح یعنی ...

صبح یعنی ...
وسط قصه تردید شما،
کسی از در برسد،
نـور تعـارف بکـند...!
#میترا_ملک_محمدی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

نگرانم که پیامی ندهیصبح شود؛ای به هم ریختنَت،ساعتِ خواب آشوب...

#طنز

سوره ی عاشقی من او بودعشق من بود پیچ موهایشسوره با چشم او ش...

به تو که فکر میکنم....نفس هایم بویِ عطر بهار را میگیرد وروزگ...

دچار باید بودبه نور،به صبح،به عشق،به تو...!#لاادری #عاشقانه ...

#صبح_بخیر •°🌈☔️°•تو صبح منی ...تو خورشید منی تو نور افتاب م...

خورشید،حکایت تازه ای دارد...ورق بزن قصه ی این صبح دل انگیز ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط