باید برای حال زندگی کرد، نباید افسوس گذشته را خورد، باید

باید برای حال زندگی کرد، نباید افسوس گذشته را خورد، باید از همین لحظه بهترین استفاده را برد. بیشتر مردم زندگی نمی کنند، فقط باهم مسابقه دو گذاشته اند. می خواهند به هدفی در افق دور دست برسند ولی در گرما گرم رفتن آنقدر نفس شان بند می آید و نفس نفس می زنند که چشمشان زیبایی ها و آرامش سرزمینی را که از آن می گذرند نمی بینند و بعد یک وقت چشمشان به خودشان می افتد و می بینند پیر و فرسوده هستند و دیگر فرقی برایشان نمی کند به هدفشان رسیده اند یا نه.

جین_وبستر
از کتاب : بابا لنگ دراز
دیدگاه ها (۵)

، «سکوت» و «لبخند» دو ابزار قدرتمندند ،«لبخند» راهی است، برا...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی، نمیتوانی دل شکسته را احیا...

صبح قشنگتانبه زیبایی گل و کامتان به شیرینی عسلبرمی خیـــــز...

سوال ترونگ از بدیو:شما در کتاب خود با عنوان شرایط ایده هایی ...

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط