دخترک مغرور🧬♥️

دخترک مغرور🧬♥️

پارت ۹۳
diyana
پیمان : دیانا چیشد قبول میکنی
دیانا : ارع
پیمان : از ته دلت دوسم داری
دیانا : ا.ارع
پیمان : دیانا دیوونتم
دیانا : اومد جلو بغلم کرد منم بغلش کردم
رفتیم کافه نشستیم
پیمان : چی میخوری؟
دیانا : یه قهوه
پیمان : منم
خو دوستات معلومه از من خوششون نمیاد
دیانا : راجب اونا حرف نزنیم
پیمان : اما ارسلان دوست دارع و ممکنه رابطمونو خراب کنه
دیانا : ارسلان همچین کاری نمیکنه
پیمان : از کجا مطمئنی
دیانا : میدونم
اکه میخاست کاری کنه تو خونه زهرشو می‌ریخت
پیمان : فعلا بیا قهوتو بخور اومد
دیانا : قهومو برداشتم یه قلوب خوردم
arslwn
ارسلان:  رضا کجاس
ممد : اونم با پانیذ درگیره
ارسلان : ای بابا
محراب  : پانیذ میگ نمیخام باشم ولی رضا گوش نمیده
رضا به پانیذ خیلی وابسته شده
دارع داغون میشه
ارسلان : چرا پانیذ اینجوری میکنه
ممد : سر جریان مردن تو
ارسلان:  من که زندم
ممد : پانیذ میگ اگ من نبودم تو هم دوسال ازمون دور نبودی
ارسلان : من با پانیذ حرف میزنم
ممد : اوکی
ارسلان : نیکا چشه
ممد : اونم برا دیانا
ارسلان : چی میگ
ممد : هیچی چرت و پرت
ارسلان : هوفففف
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

★ازدواج من و بابات؟...p⁴(* ساعت ۵ *)رفتم داخل رستوران...تهیو...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p13 ویو مین دا صبح با بر...

انتقام یا عشق

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

KIM V

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط