پیرمردی در تاکسی بود

پیرمردی در تاکسی بود
چه حرف قشنگی زد!
میگفت:
یک زن،،
پای سفره ی عقد، یک "بله"میگه و هزاران سال پای حرفاش میمونه اما امان از بعضی مرد ها که به اندازه ی یک زن، مرد نیستند
دیدگاه ها (۱)

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌ودوم 𓆪 🖤🥀مرد برای چند ثانیه هیچ نگفت...

#حکایت_قدیمی «سواره از پیاده خبر ندارد، سیر از گرسنه»در زمان...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ» پارت۹+(کله وجودش میلرزید)س س سونی ع عربده ن نکش-(...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۳۰ | مادرم زنده است — بخش دومصبح ...

سکوت پیست²Part:⁵با دیدن مرد ترسناک و سیاه پوشی پاهام سست شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط