برایت شعر میگویم و تو آهسته میخوانی

برایت شعر میگویم و تو آهسته میخوانی

نمیدانی که پشت بیت بیت آن تو پنهانی

نگاهت وزن شعرم شد و گفتم بی تو دلتنگم

تو بستی چشمهایت را و این یعنی که میدانی

قلم ،خودکار، یک قلب و نگاه بیقرار تو

تورا با بیت بیت ام مینویسم خوب میدانی
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم! گفتنی‌هایم همین قدر کوتاه‌اند..و همین قدر عمیق...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

ملامتم میکنی میدانم ولی انکه درد عشق و جنونش را تجربه کرده م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط