پارت ۹

پارت ۹
شروع
ات: بله(خوابالو)
ته: این گربه کیه تو بغلت
ات: گربه خودمم اسمش نارنگی نارنگی سلام کن
نارنگی: میوم
ات: گفت سلام
ات: ته
ته: بله
ات: ساعت چنده
ته: ۸:۳۰ برای چی
ات: گوشیم که گرفتی یه ساعتم که نداری من نگاه کنم ساعت چنده
ته: اوه حالا پاشو شام بخوریم
ات: نموخام
ته: باشه
ات انداخترو کولش
ات: نارنگی کمک
ته: تو داری از گربه کمک میگری
ات: یه گربه از من زندگی بهتری داره رفتیم طبقه پایین ته ات رو ناد رو پاپش
ته : چرا میگی یه گربه از تو زندگی بهتر داره
ات: خوب راست میگم هرروز هر شب بعد از مرگ پدر مادرم عموم زن عموم من کتک میزدن وقتی که ۱۸ سالم شده همون من میفرستاد که بقیه تجاوز کنن من فرار میکردم فقط بخاطره پول عموم وقتی قمار میکرد پول باخت قمارش اینجوری در میورد اگه میگفتم نمیرم منو خیلی می‌زد
ته : بیا شام بخوریم به خدمت اونا دوتا هم میرسم
ات: میخوای چیکار کنی
ته: به وقتش میفهمی حالا بريم شام بخوریم پرنسس
ات: باشه
ویو ات
خواستم رو صندلی بشینم
ته : شما صندلی وی ای پی داری ( به پاش اشاره کرد)
رفتم رو پاش نشستم
ات: من الان باید چجوری غذا بخورم
ته : دهنت باز کن
ات: چرا اون وقت
ته : مکه نمی خوای غذا بخوری
ات: باشه
شامشون خوردن
پایان پارت ۹
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۰شروع میکنم شامشون خوردنرفت سمت اتاق خواب ته پشت ات می...

دلم نیومد براتون نزارم پارت ۸شروع ویو ته برگشتم خونه رفتم تو...

پارت ۷شروعیهو زنه می‌خواست بگه تا اون تا اون نیومده من با شم...

پارت ۶شروعات: بر باباویو تهوقتی دیدم نمیاد انداختمش پشت کولم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط