فیک تهیونگ درخواستی

فیک تهیونگ درخواستی
لحظه ی دیدار با تو
ایدیتورم : @karlykarly

ا.ت متوجه شد که اون دختر خود شیرین یه چیزی

به تهیونگ گفت

ا.ت : باشه ، دختره ی کاواره ای

تیکه ی اخر حرفش رو آروم زیر لب گفت ولی

تهیونگ شنید و آروم خندید

ا.ت به یکی از همکاراش گفت که بره سفارش اون

دوتا رو بگیره

ا.ت : ایون میتونی بری سفارش میز 5 رو بگیری ؟

ایون : اره الان میرم

ایون سفارش اون دو نفر رو گرفت و بعد برگشت

ا.ت : چی سفارش دادن ؟

ایون : جناب کیم یه قهوه ، اون دختر کنارش هم ماچا

ا.ت : ماچا؟ کوفت بخوره ، ایشالا بپره گلوش بمیره (آروم) باشه ببخشید بهت زحمت دادم

حدود 10 دقیقه گذشت ، ایون سفارش هارو برد

ولی اون یونیکا(دوست دختر جدید تهیونگ)به ایون زیر پایی انداخت و باعث شد

قهوه و ماچا بریزه رو لباس تهیونگ

ا.ت این صحنه رو دید و بدو بدو اومد به سمتشون

تهیونگ : حواست کجاست پس

ایون حرفی نزد

یونیکا : حواست کجاست پس ؟ ددی جونم میتونه

با پول این لباس کل این رستوران رو بخره ، بعد تو

لباسش رو کثیف کردی ؟

ایون بازم چیزی نگفت

تهیونگ دهنشو باز کرد تا رستوران رو بزاره روی

سرش ولی ا.ت زودتر شروع به حرف زدن کرد

ا.ت : اگه شما زیر پایی نمینداختی لباس ددی

جونت کثیف نمیشد ، بفرمایید این دستمال ، پول

لباستونم میدیم

ا.ت دست ایون رو گرفت و خواست بره ، ولی یه

خال آشنا روی سر تهیونگ دید که باعث شد

خشکش بزنه
دیدگاه ها (۴)

پارت 4ادیتور نازم @karlykarlyیکی از کارکنان به سمت اون رفت ت...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

پارت. ۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط