ٺمام خنده هایم را نذر کرده ام

ٺمام خنده هایم را نذر کرده ام
ٺا ٺُ همان باشی
که صبح یکی از روزهای خدا
عطر دسٺهایٺ،
دلٺنگی ام را به باد می سپارد . . .
دیدگاه ها (۱)

#مه‍دےجانچگونہ بی ‌تو جہان را پُر از ستاره ڪنم؟چگونہ این همه...

نجات کودک ایزدی دربند داعشیان در خرابه های "حی موصل قدیم" و ...

الان یه ذره، فقط یه ذره فهمیدم که فَبُهِتَ رُقیّه منظور چیه....

همیشہ دلش میخواست دیدن #امام_خامنه_ای برود،هیچ وقت فڪرشو نمی...

اگر نذرها حقِ انتخاب داشتند،بی‌شکخودشان هم تو را انتخاب می‌ک...

عطر نارنجاز لب‌هایت آغاز شدو #صبحبا #لبخندتاز خواب خویش گریخ...

_ هوفففف + چت شده باز _ دنبال یکی ام که با صداش غوغا کرده+ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط