بے تو با تلخ ترین ثانیه ها رقصیدم

بے تو با تلخ ترین ثانیه ها رقصیدم

اینکه باور نکنے بے ڪس و ڪارم سخٺ اسٺ


اے ڪه چشمان تو آرامش بیگانه شدند...

دل بریدن بشود قول و قرارم سخٺ اسٺ

🍃 ✨ 💖 👈 💖 ✨ 🍃
دیدگاه ها (۱)

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁸ویو: جونگ‌کوکبعد از اینکه جمله‌م...

سه☆پارتی.......p.3بعد اروم به تخت نزدیک شد و روی صندلی کنارش...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

فصل دومپارت اول | آخرین سال، آخرین شبچند ماه گذشت...بعد از م...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

### پارت ۴: رنگِ سرخ رویِ دستانِ سرد نصفه‌شب بود و سکوتِ عما...

پارت بیست‌ویکم | اعترافی که همه شنیدندصدای آژیر آمبولانس محو...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط