وقتی به جای کلـــاغ در آن بازی کوکانه گفتمـــــــ

وقتی به جای کلـــاغ در آن بازی کوکانه گفتمـــــــ

بــــــابــــــــاپــــر

خندیدی و گفتی :من که پـــــر ندارمـ

بزرگتر که شدمــــــ

فهمیدمــــــ که تو هم پـــــر داشتی
دیدگاه ها (۲)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

ظاهرو باطنم همینه..

هعی رفیق ازت نا امید، شدم. گفتی کار دارم پس چرا آنلاینی؟ گفت...

‏بی‌پول شدم تو خیابون به یه یارو گفتم داداش من تازه از زندان...

عاشقانه

عاشقانه های شبنم

عاشقانه

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 224♡⁠。⁠)⁩دستم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط