به عنوان ولیعهد تناسخ پیدا کردم

به عنوان ولیعهد تناسخ پیدا کردم
پارت ۵
لیلی :قدرتی که میتونه پادشاهی رو زیر رو کنه هاه ..من که مشکلی ندارم و بعد طلسم لوکاسو راحت میشکونه (بچه ها فیلم هستش پایین این پارت ببینید میفهمید)
در کتابخونه بازمیشه
لیلی :وای توی ۷ سال زندگیم تا به حال همچین جای خارق العاده ای ندیده بودم !!وای اونجا...اینجارو نگاه کن ...وایییییی(ذوق مرگ)
که یه کتاب پرواز میکنه وباز میشه و یک شیطان از توی اون میاد بیرون :هی انسان پس تونستی قفل رو بشکونی هاه من گریموار هستم اسم تو چیه
لیلی :منم لیلی ام تو با ید شیطان مهر موم شده باشی درسته؟
گریمور :درسته نظرت چیه مهر من رو باز کنی ؟این مهر داره پوسیده میشه آزاد شدن فقط بحث زمانه در عوض منم بهت هر چقدر بخوای طلا میدم .فقط قیمت بگو،اندازه بگو .
لیلی :این طلسم اونقدرا هم پیچیده نیست تو الان یه پشت خاک رو تبدیل به طلا کردی ...دقت و ظرافتش کمه .شرمنده این کتابخونه مربوط به حافظت از جادوی اوبلیاست نمیتونم بزارم یه شیطان تهدیدش کنه من باید حفاظ روجایگزین کنم
گریمور :وایسا من از آدمای این دوره کینه ای ندارم ....ببینم نظرت درباره ی این چیه الماس...نه نه اصرار پادشاهان
باشه باشه نظرت درباره جادوی باستانی چیه البته فکر نکنم علاقه داشته هه هه(با یه لحن خاص)
لیلی :جادوی...باستانی...؟
بهم یاد میدی (مظلومانه)
گریمور :صد البته ....تا اینجایی که دیدم توانایی جادویی زیادی داری.. (صدای بچگانه)
لیلی یاد موقعه ای میوفته که آخرین بار زنده بود
نجیب زاده :جادو هرگز به توی رعیت لبخند نمیزنه وبعد گلوله آتیش سمتش پرتاب میکنه و....
لیلی :درسته اگه درباره بدن صحبت کنیم از هر رعیت بدن والا مقام تری دارم
گریمور :( اخه کی از خودش اینجوری تعریف میکنه)
و لیلی قفل مهر و موم رو باز میکنه
گریمور: دمت گرم و یه انجماد تاریک میزنه به لیلی
گریمور :خب حالا چیکار کنم....
که لیلی از توی گرد و غبار و دور یه سپر محافظتی دورش هست
لیلی :جالبه با تمام طلسم هایی که دیدم فرق داره نوع برخورد و دور گیری ....گریموار بقیه شو نشونم بده
گریمور :چ...چی ....ااااهههه(و هی انجماد تاریک پرتات میکنه )
لیلی :جالبه ...م..میخوام امتحانش کنم میدنم ممکنه دوباره بمیرم آره (با حالت وسوسه ای )
لیلی :جالبه ....خیلی خیلی جالبه نوع طلسمش (فوت میکنه و پوستش از روی انگشتش رفته)گریمور بقیه اشو نشونم بده وانگشته خونیشو یه لیس میزنه
گریمور :بچه پر رووووو پوشیده در سیاهی تاریکم و تاریکم نیروی انجماد من تیغه توئه
لیلی :جالبه ...هماهنگ سازی دو تا ورد برای یه طلسم چیزی که در حالت عادی غیر ممکنه یه ورد خوانی مخصوص اهریمنی که دوتا دهن داره ترگیب دوتا طلسم برای یه طلسم درحالت تاثیری شبیه شبیه اون انجماد نمیدونم چی چیه
گریمور :گریه کن زجه بزن بمیر
لیلی :هم جالبه ...حتما یادگیریش خوش گذشته منظورم حفظ این همه طلسمه‌
گریمور خواست دوباره انجماد تاریک بده که لیلی گفت :نه نه اونو نشونم دادی حالا میخوام طلسم محافظتی ببینم .....شعله سوزززززز
گرمیور :اهههههههه چرا نمیتونم فرار کنمو پرت میشه اونور
لیلی :اوه یه بار اشتباهی قصر رو منفجر کردم موقعه تولدم نمیتونم ریسک کنم...هم ولی چرا دفاع نکردی
۳۰ دقیقه بعد
لیلی :بالاخره تموم شد ببینم شیطانا با جادو نمیمرن نه ؟
گریمور :نه البته که درد داره
لیلی :دوست دارم بدونم تا چه حد اینطوریه
گریمور میره عقب و میگه :منو افع کنید خواهشا بزارید اشناتون بشم لطفا
لیلی :آشنام ...اهم باشه
گریمور :(حس میکنم منو به چشم موش آزمایشگاهی میبینه )
لیلی کتشو میپوشه :ولی با اون ظاهرت زیادی تو چشمی میتونی خودتو کوچیک تر کنی؟
گریمور :بله قربان و خودشو به یه وژن کوچولو تبدیل میکنه
گریمور :(حالا چطوره عوضی حتما من ناز ترین چیزی ام که تو زندگی ات دیدی نه حالا باید خرش کنم وکنترلشو دست خودم بگیرم هاها)
لیلی :حالا بیا تو کتم
گریم :لطفا بهم بگید گریم و ولی انقدر زود صمیمی شدین (اینطوری کارم راحت تره هاها میره خودشو میچسبدنه روی لیلی ...چرا یه نوکم نمیتونم بهش بزنم .....(لرزیده )
لیلی :گریم حالت خوبه و کتشو میاره نزدیک تر
گریم :م...من خوبم
ومیرن
آههههه دستم شکست
دیدگاه ها (۰)

بچه ها صحنه ی قسمت بعدی به عنوان ولیعهد تناسخ یاقتم رو اینطو...

اولین عشق پارت ۱۳دامیان :مم میرم چسب زخم بیارمبکی :باشه برود...

به عمنوان ولیعهد تناسخ پیدا کردمپارت۴لیلی :هم خسته ام کتابای...

چهره ی پشت نقاب پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط