🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت بیست و چهارم:

(وینسنت باخودش میگه: چــ..چی.. داره چه گوهی میخوره!!!)
واکس دقیقا لبه‌ی ساختمونه..
و..

_ نهههه!!

وینسنت خودشو نشون میده و قبل اینکه واکس بیفته، دستشو میگیره..
واکس بین زمین و آسمون میمونه..

_ ای احمق!! مگه عقلتو از دست دادی دیوونه؟؟!!

واکس با صدای آروم حرف میزنه...
درحالی که وینسنت به سختی با دو دست، نگهش داشته..

- بهت گفتم نیای.. با این حال هنوز اینجایی..
_ تو چه مرگت شده؟؟!
- من متاسفم وینسنت..
_ شوخی میکنی؟؟ الان واقعا وقتشه؟؟!

وینسنت سعی میکنه واکسو بکشه بالا اما خودشم داره سر میخوره..
ناامیدی وجودشو پر میکنه..

- من تمام مدت، مرتبا بهت دروغ گفتم و.. بابتش متاسفم..

اشک تو چشمای وینسنت حلقه میزنه..
نمیدونه بخاطر حرف واکسه یا ترس از دست دادنش..

- ولی هنوز جا برای جبران هست..

وینسنت درحالی که اشک صورتشو پر کرده با درد نگاهش میکنه، اتفاقات سریعتر از انتظارش پیش رفته.. صداش میلرزه..

_ احمق نباش . . .
- جبران میشه . .

واکس دستشو از دستای وینسنت بیرون میکشه و..
برای یه لحظه فقط سکوت..
و همه جا سیاه بنظر میرسه..
تاریک..
سرد..



بالاخره آرک اخرم زدم، باع..
وحشی نشین داستان ادامه داره..🤡👍🏻

★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
دیدگاه ها (۱۲)

بدون توجه به پست قبلی بگینا..🤡* الان همه به خونم تشنه‌ان، با...

بچه ها..اگه تا فرداشب نیومدم لابد مردم، سر قبر مجازیم هیچی ن...

نمیدونم همسایه لعنتیمون ساعت شیش صب داره خرت و خرت با دستگاه...

باححح همه هستنننن..🌝🫴🏻#اندرتیل #پاپیروس #سنس #توبی_فاکس #گست...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت دهم:* واکس دستشو میگیره ...

🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):✍🏻 پارت هشتم:* واکس فوری قایم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط