کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :
خاطره خشکیه . . .
خاطره خشکیه . . .

آنوقت همه ی خاطراتم را

همان هایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارند را
میریختم تو کیسه
و میدادم به او
و میرفت ردِ کارش !

همان خاطراتی که عوض کردنشان با نیم سیر نمک هم غنیمت است
نمکی که بتوانم هر روز رویِ زخمهایم بریزم
تا دردشان را از دست ندهند
زخمهایی که نبایند فراموش شوند
همان زخم هایی که خاطراتم به جانم گذاشتند..!!
دیدگاه ها (۴)

تماشای تو وقت دلبری سخت است باور کنتو را دیدن به چشم خواهری ...

ابر می بارد و من می شوم از یار جداچون کنم دل به چنین روز ز د...

تا ماه شدی ، برکه شدم ، باتن تب دار آیینه شدم ، محوشدی، ت...

ذکر هر روز من آهنگ ِ تو را خواستن استدل به دیدار ِ تو بستن ،...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

کاش یکی بود

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

کاش یکی‌ بود که توی کوچه‌ها داد میزد :خاطره خشکیه . . .خاطره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط