part10

part10

Doruk:این چیه آسیه؟؟

Asiye:رو لباسه چی نوشته؟؟

Doruk:سلام با با......؟؟؟؟؟

+یه دیقهههه (توی شوکه)

-داری بابا میشی عشقمم🥺🥺(شکمشو نوازش میکنه)

+چییییی؟؟ جدی میگی!! بببین شوخی که نمیکنه نهههههه؟؟ راسته🥲🙃

-آره داریم بچه دار میشیم👨‍👩‍👧

(دوتاشون دارن از خوشحالی گریه میکنن بعد هم دوروک آسیه محکم بغل میکنه و ل. باشو میبوسه)

شب توی تخت خواب

دوروک :آسیم

آسیه:جونم

+دکتر نگفت چند ماهته یا جنسیتش معلوم نیست؟ 🙃

-من فقط رفتم آزمایش دادم، پیش دکتر نرفتم خواستم باهم بریم

+قربونت بشم ؛ به اسم نینیمون فکر کردی؟کی باید بریم براش سیسمونی بگیریم؟ سرویس خوابشو چه رنگ بگیریم؟

-دوروک آروم باش فعلا چی عجله ای داری، اولا باید برم برای کنترل ببینم قلبش سالمه بعد هم باید جنسیتش معلوم بشه😉

+چند ماهگی جنسیت معلوم میشه؟

-آیبیکه گفت 4 ماهگی

+ای خدا کاش فردا بریم دکتر

-دوروککککک یدقیقه دندون رو جیگر بزار

+آسیه نمیتونم دارم بابا میشمممم بابااااا🥺

-اگه تو داری بابا میشی منم دارم مامان میشم😌

+بنظرت بچمون شبیه کدوممون میشه؟ 😉

-معلومه که مامانش😌

+وایییییییییی😍ولی بنظرم باید شبیه منم باشه، مثلا چشاش سبز باشن 😉

-میبینیم

+خوشگلم نمیخوای بخوابی بچم نیاز بخواب داره🙃

-چییییی؟ بچتتتت همین الان تکلیف منو روشن کن دوروک بی! بچتو بیشتر از من دوست داری آره؟؟ باشه

(آسیه با ناراحتی روشو میکنه اونطرف و خودشو میزنه به خواب تا واکنش دوروکو ببینه یه دفعه...)
از زبون دوروک:داشتیم با آسیه سر اینکه بچه شبیه کی میشه که آسیه قهر کرد میدونستم بخاطر هورموناشه برا همین دراز کشیدم و از پشت بغلش کردم🥱
دیدگاه ها (۰)

part11صبح روز بعداز زبون دوروک:صبح وقتی بیدار شدم آسیه تو بغ...

part12تو همون حالت میگهدوروک:آسیهآسیه:جونم+میگم میخوای الان ...

part9آسدور سر میز شام:آسیه:میگم، دوروک👈🏻👉🏻دوروک:جان دوروک-می...

part 8(آسیه نتیجه رو به آیبیکه هم نشون میده بعد با هم میرن آ...

پارت ۲ دکتر : متاسفم خانم ایشون الان تو کما هستن هم تب داشتن...

از شرم خلاص نمیشی … p31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط