نمی‌دانم چرا،

نمی‌دانم چرا،
به دست‌هایَت که می‌رسم
دیگر نمی‌توانم
از #تُ دست بِکِشَم!
دیدگاه ها (۱)

ای کاش کنارت بودمتا زیباترین لالایی را برایت زمزمه کنمو #تُ ...

دوست داشتنت تمام نمیشودبا هر نفسدرونِ منمتولد میشوی...

کدام واژه را انتخاب کنم؟!که بفهمیدوستت دارم های من با آن ها ...

یک شب برسد پیش #تُ آرام بگیرم...

🌱تَنـــها کافیست؛انگشت هایَت لابه لایِانگشتانِ دســت هایَمقُ...

کلمه ی خداحافظیکلمه ای غریب تر در لغت نامه معینپیدا نمی شودا...

قراری داشتی دیرینه با معبود، می‌دانمصدایت کرد جدت احمد محمود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط