part
part 4
برادر ناتنی
ات: دوربین افتاد وهزار تیکه شد............ مرتیکه احمق چطور جرعت میکنی این کارو کنی اشغال
کفشش رو درمیاره و با پاشنش میکوبه تو سر چااوون
همه ی مردم جمع شده بودن و داشتن فیلم میگرفتن ات رفت جلو که مشت بزنه تو صورت چااوون جیمین مانه شد
ات: ولم کن حساب این مرتیکه عوضی رو میزارم کف دستش
جیمین: بس کن
ات: کل زندگی من توی اون دوربین بود عوضی
جیمین: ات ولش کن بیا بریم ات رو بغل کرد و بردش
ات: ولم کنننننننننننن باید برم بکشمش
جیمین: تاهمین الانم ی عالمه گندزدی سوارشو
ات:«سوار ماشین شد » جیمین کل اون فیلما داخل اون دوربین بود چکار کنم..... فردا اقای سو عصبانی میشه. ..... اخراجم میکنه
جیمین: فقط بزار بگم من بودم تقصیرا گردن من ولی صوتی ندی
ات: خب تو اخراج میشی.... نه نه. نه من قبول نمیکنم
جیمین: پس اخراج شو
ات: خودم ی کاریش میکنم
جیمین: هرطور راحتی
ات: حرکت کن.............. بعد از چند مین رسیدن خونه....... خب جیمین ممنون
جیمین: خواهش
ات: من دیگه میرم خداحافظ
جیمین: خداحافظ
ات: دست تکون دادم و رفتم.... وقتی وارد خونه شدم مامانم جلوم ضاهر شد
م. ات: ات فضای مجازی پر شده ازتوووووو
ات: چیییییییییییی؟؟؟؟
م. ات: اینو نگاه «گوشی رو میده ات»
اات: این چیهههه؟ وای فردا مرگم حتمیه😭
م. ات: دخترم با عرض معذرت ریدی
ات: بدجوررررر😭😭....... من میرم تو اتاقم
م. ات: برو برو به کارای بدت فکر کن
ات: مامان
م. ات: عاراستی ات دوروز دیگه عروسی منو جانگ هو
ات: باشه مامان مبارکهههههههههه
م. ات: ممنون
ات: شب بخیر مامان
م. ات: شب بخیر
بچه ها پارت هارو خیلی طولانی مینویسم ولی الان کم مینویسم که تعداد پارت ها زیاد بشه❤
برادر ناتنی
ات: دوربین افتاد وهزار تیکه شد............ مرتیکه احمق چطور جرعت میکنی این کارو کنی اشغال
کفشش رو درمیاره و با پاشنش میکوبه تو سر چااوون
همه ی مردم جمع شده بودن و داشتن فیلم میگرفتن ات رفت جلو که مشت بزنه تو صورت چااوون جیمین مانه شد
ات: ولم کن حساب این مرتیکه عوضی رو میزارم کف دستش
جیمین: بس کن
ات: کل زندگی من توی اون دوربین بود عوضی
جیمین: ات ولش کن بیا بریم ات رو بغل کرد و بردش
ات: ولم کنننننننننننن باید برم بکشمش
جیمین: تاهمین الانم ی عالمه گندزدی سوارشو
ات:«سوار ماشین شد » جیمین کل اون فیلما داخل اون دوربین بود چکار کنم..... فردا اقای سو عصبانی میشه. ..... اخراجم میکنه
جیمین: فقط بزار بگم من بودم تقصیرا گردن من ولی صوتی ندی
ات: خب تو اخراج میشی.... نه نه. نه من قبول نمیکنم
جیمین: پس اخراج شو
ات: خودم ی کاریش میکنم
جیمین: هرطور راحتی
ات: حرکت کن.............. بعد از چند مین رسیدن خونه....... خب جیمین ممنون
جیمین: خواهش
ات: من دیگه میرم خداحافظ
جیمین: خداحافظ
ات: دست تکون دادم و رفتم.... وقتی وارد خونه شدم مامانم جلوم ضاهر شد
م. ات: ات فضای مجازی پر شده ازتوووووو
ات: چیییییییییییی؟؟؟؟
م. ات: اینو نگاه «گوشی رو میده ات»
اات: این چیهههه؟ وای فردا مرگم حتمیه😭
م. ات: دخترم با عرض معذرت ریدی
ات: بدجوررررر😭😭....... من میرم تو اتاقم
م. ات: برو برو به کارای بدت فکر کن
ات: مامان
م. ات: عاراستی ات دوروز دیگه عروسی منو جانگ هو
ات: باشه مامان مبارکهههههههههه
م. ات: ممنون
ات: شب بخیر مامان
م. ات: شب بخیر
بچه ها پارت هارو خیلی طولانی مینویسم ولی الان کم مینویسم که تعداد پارت ها زیاد بشه❤
- ۹۵۶
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط