‍ ‍

‍ ‍
یک روزهایی آدم دنبال یک قبر خالی میگردد تا بتواند هرچه خاطره دارد را یکجا دفن کند....
بنشیند بر مزارآرزوهایش و فاتحه ای بخواند برای همه ی آن خواستن هایی که هیچ وقت داشتن نشده...برای آن دستی که هرگز نگرفته ...لبی که هرگز نبوسیده و آغوشی که هرگز گرمایش سهم سردی و تنهایی قلبش نشده....
آدم باید بتواند در این دنیای بی درو پیکر جایی داشته باشد دور از دسترس رویاهای ناممکن که بتواند آنجا از خیر گیسوان بلندی که در حسرت نوازش دستهای یک نفر سپید شده بگذرد....
جواد......درجنگل روزهای نبودنت برای من و این خاطره های زبان نفهم یک قبرخالی رزرو کن...میخواهم خودم را زنده بگورکنم..
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

🎬 این یک سکانس معمولی نیست ، پر از معناست و کلی حرف برای گفت...

...

خدایا شکرت بابت تمام نعمتهایی که بهمون دادی🌹🙏🏻🥰#لایک_فالو_کا...

🍂☕️یک دوش آب گرم،یک فنجان قهوه‌ی داغ،کمی رسیدگی به خودت، ظاه...

💬 تفاوت فرد کمال‌گرا و عمل‌گرا

بزرگ‌ترین ضعف ما در تسلیم شدن است. مطمئن‌ترین راه برای موفقی...

تو داری رشد می‌کنیپیشرفت می‌کنیحتی اگه نتونیهر روز ببینی و د...

انسانی قدرتمند در تو هستفقط کافیه که خودت، خودت و باور کنی.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط