my black rose
my black rose
(رز سیاہ من )کہ یھو پام لیز خورد و بسر خوردم و از پلہ ھا افتادم پایین
میتسو:ایییییی پام
شروع کردم بہ گریہ کردن کہ بقیہ اومدن
رزان:وایی خدا چیشد عزیزم
شوگا:کمک کنید ببریمش روی مبل
تھیونگ براید بغلم کرد و منو برد گذاشت رو مبل رفت یدونہ یخ اورد گذاشت رو پام
تھیونگ:یکم صبر کن الان خوب میشہ
سولار:چطوری افتادی اخہ
میتسو:پام لیز خورد اخ اخ
جیمین :یکم تحمل کن خوب
مامان مچ پام رو باند پیچی کرد منو برد بالا تا بخوابم بقیہ ھم رفتن بخوابن
۳صبح
چشمام رو باز کردم اخ ننہ پام ھنوز درد میکنہ گشنم بود رفتم پایین سمت اشپز خونہ یخچال رو باز کردم کہ یھو
شوگا:پیخخخ
میتسو:واییی ترسیدم😧
شوگا:داری چیکار میکنی
(از این بہ بعد میتسو رو آت مینویسم
ات:گرسنم بود اومدم یچی بخورم تو چرا نخوابیدی
شوگا :داشتم فیلم نگاہ میکردم
ات:اھا
شوگا رفت منم غذامو خوردم رفتم بالا خوابیدم
(رز سیاہ من )کہ یھو پام لیز خورد و بسر خوردم و از پلہ ھا افتادم پایین
میتسو:ایییییی پام
شروع کردم بہ گریہ کردن کہ بقیہ اومدن
رزان:وایی خدا چیشد عزیزم
شوگا:کمک کنید ببریمش روی مبل
تھیونگ براید بغلم کرد و منو برد گذاشت رو مبل رفت یدونہ یخ اورد گذاشت رو پام
تھیونگ:یکم صبر کن الان خوب میشہ
سولار:چطوری افتادی اخہ
میتسو:پام لیز خورد اخ اخ
جیمین :یکم تحمل کن خوب
مامان مچ پام رو باند پیچی کرد منو برد بالا تا بخوابم بقیہ ھم رفتن بخوابن
۳صبح
چشمام رو باز کردم اخ ننہ پام ھنوز درد میکنہ گشنم بود رفتم پایین سمت اشپز خونہ یخچال رو باز کردم کہ یھو
شوگا:پیخخخ
میتسو:واییی ترسیدم😧
شوگا:داری چیکار میکنی
(از این بہ بعد میتسو رو آت مینویسم
ات:گرسنم بود اومدم یچی بخورم تو چرا نخوابیدی
شوگا :داشتم فیلم نگاہ میکردم
ات:اھا
شوگا رفت منم غذامو خوردم رفتم بالا خوابیدم
- ۱۵۹
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط