هوای صبح را از همه سو نفس می کشم. دستی بر شاخساران بلند ن

هوای صبح را از همه سو نفس می کشم. دستی بر شاخساران بلند نیایش و دستی به هیاهوی روزی و دغدغه نان، لابه لای دقایق رها ساخته ام.....
پروردگارا! با اولین قدم هایم بر جاده های صبح، نامت را عاشقانه زمزمه می کنم. کوله بار تمنایم خالی است و موج سخاوت تو، همچنان جاری. نمی ایستم از حرکت تا باران مهربانی ات نایستد. سپاس و ستایش از آن توست که با چنگ خورشید در پرده شب زده ای و صبح را چون جلوه جبروت خویش بر عالم گسترده ای
دیدگاه ها (۵)

روزها ،لحظه ها،دقیقه ها ،ثانیه ها دست به دست هم دادند سریع م...

کاش تا زنده ایم قدر بودن کنارهم رو بدونیم و بعد از دست دادن ...

خدایا! در این لحظات سرشار که همه چیز بوی شکفتن گرفته است، مو...

صبح از دریچه زمان آغاز شده است. خورشید، بی تابانه سر از افق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط