شرور تا زمانی که داستان از زبان قهرمان روایت میشود تن
شرور، تا زمانی که داستان از زبانِ قهرمان روایت میشود، تنها تصویری سیاه و تاریک است که در ذهنِ ما حک میشود.
قهرمان نویسندهی ماهر داستانش است که اعمالِ خودش رو تطهیر و گناهانِ دیگران رو برجسته میکند...
و نقشِ شرور در نمایشنامهیِ او از قبل تعیین شده! نقشی که محکوم به سقوط است...
درسته، ممکنه نیت قهرمان و شرور متفاوت باشه... یعنی کسی که ما اون رو شرور مینامیم شاید با نیت شر، خواسته یا حتی ناخواسته دست به اعمالی زده که به ضرر دیگران تموم شده و پیامد های وحشتناک و دردناکی داشته... و شاید کسی که ما اون رو قهرمان مینامیم با نیت ظاهرا خیر دست به همون اعمال زده باشه با همان ضرر ها و پیامدهای وحشتناک!...
عمل، عمل است و درد، درد است... فارغ از اینکه چه کسی رقمش زده!
اما... مشکل اینجاست که روایت قهرمان عمل خودش رو توجیه و عمل شرور رو محکوم میکنه!
روایت ها همیشه بدون توجه به واقعیت اعمال انجام شده و عمق زخم ایجاد شده، نیت قهرمان رو خیر و نیت شرور رو شر نشون میدن...
از کودکی به ما یاد دادند که از جادوگر بترسیم نه کسی که او را زنده زنده سوزاند!
ما از جادوگر و قدرت افسون های تاریکش ترسیدیم...
اما هیچوقت به این فکر نکردیم... جلادی که جادوگر رو سوزوند، خودش چه هیولایی بوده که با چنین خشونتِ عریانی، حکمِ مرگ رو اجرا کرده؟... چه کسی اجازه این داوری بیرحمانه رو به او داده؟...
مشکل ذات خوب یا بد شرور و قهرمان نیست! مشکل زاویه دید تحمیلی روایتیه که همیشه قهرمانش رو تطهیر میکنه و شرورش رو در باتلاق سیاهی غرق میکنه...
در صورتی که شباهت اونها، همون رد پای ویرانی که هر دو به جا میگذارند...
و تنها دلیلی که یکی با شکوه و سپاس یاد میشود و دیگری با نفرت و خواری، نه تنها قضاوت عادلانه تاریخ نیست... بلکه روایت پیروزمندانه ی است که تونسته حقیقت رو زیر سایه لحن و بیان شیرینش پنهان کند!
قهرمان نویسندهی ماهر داستانش است که اعمالِ خودش رو تطهیر و گناهانِ دیگران رو برجسته میکند...
و نقشِ شرور در نمایشنامهیِ او از قبل تعیین شده! نقشی که محکوم به سقوط است...
درسته، ممکنه نیت قهرمان و شرور متفاوت باشه... یعنی کسی که ما اون رو شرور مینامیم شاید با نیت شر، خواسته یا حتی ناخواسته دست به اعمالی زده که به ضرر دیگران تموم شده و پیامد های وحشتناک و دردناکی داشته... و شاید کسی که ما اون رو قهرمان مینامیم با نیت ظاهرا خیر دست به همون اعمال زده باشه با همان ضرر ها و پیامدهای وحشتناک!...
عمل، عمل است و درد، درد است... فارغ از اینکه چه کسی رقمش زده!
اما... مشکل اینجاست که روایت قهرمان عمل خودش رو توجیه و عمل شرور رو محکوم میکنه!
روایت ها همیشه بدون توجه به واقعیت اعمال انجام شده و عمق زخم ایجاد شده، نیت قهرمان رو خیر و نیت شرور رو شر نشون میدن...
از کودکی به ما یاد دادند که از جادوگر بترسیم نه کسی که او را زنده زنده سوزاند!
ما از جادوگر و قدرت افسون های تاریکش ترسیدیم...
اما هیچوقت به این فکر نکردیم... جلادی که جادوگر رو سوزوند، خودش چه هیولایی بوده که با چنین خشونتِ عریانی، حکمِ مرگ رو اجرا کرده؟... چه کسی اجازه این داوری بیرحمانه رو به او داده؟...
مشکل ذات خوب یا بد شرور و قهرمان نیست! مشکل زاویه دید تحمیلی روایتیه که همیشه قهرمانش رو تطهیر میکنه و شرورش رو در باتلاق سیاهی غرق میکنه...
در صورتی که شباهت اونها، همون رد پای ویرانی که هر دو به جا میگذارند...
و تنها دلیلی که یکی با شکوه و سپاس یاد میشود و دیگری با نفرت و خواری، نه تنها قضاوت عادلانه تاریخ نیست... بلکه روایت پیروزمندانه ی است که تونسته حقیقت رو زیر سایه لحن و بیان شیرینش پنهان کند!
- ۱۸.۷k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط