نگرد، نیست! که پیش از تو هر که جُست نبود

نگرد، نیست! که پیش از تو هر که جُست نبود
که عشق حادثه‌ای جز تبِ نخُست نبود

برای ما که پر و بال کوچکی داریم
شکستن قفس از ابتدا درست نبود

#غلامرضا_طریقی

‎‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

بال و پرم را چید و بند از پام واکردآزادم اما این رهایی درد د...

نه جانم ،مرد و زن ندارد ...!به نقطه‌ی عشق که رسیدی ،شورانگیز...

چون قیاسش می‌کنی با من، پس از من هرکسیهر چه گوید عاشقم، می‌گ...

در گذرگاه زمانخیمه شب بازی دهربا همه تلخی و شیرینی خود می گذ...

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

.عشق باید به دلت شوق تپیدن بدهدلذتی بیشتر از طعم رسیدن بدهدب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط