فکر می کردم قهرمانها چهار شانه و ورزشکارند...

فکر می کردم قهرمانها چهار شانه و ورزشکارند...
فکر می کردم قهرمان باید با هیولا بجنگد...
روزی او را دیدم...
نه چهار شانه بود و نه ورزشکار
نه جرات مقابله با هیولا داشت و نه توانش را
اما قلبی بی نهایت بزرگ و قامتی برافراشته داشت...
او یک قهرمان بود...
دیدگاه ها (۱۱)

ای مرد زن اگر شیطنت نکند اگر برای گریه به آغوشت پناه نیاورد ...

چـــه طولانـــی میشـــود ایـــن روزهـــا ... ایـــن نقطـــه...

از يكی که خوشت نیاد، حتى كوچكترين حركاتش برات آزار دهندس! حا...

نمــی دانـم جــایی بهــتر از گوشــه نشــینی در خوابــهای م...

باشرف باش مثل پهلوان حمید امینی 🇮🇷🙌🏻یعنی جرات نمیکنن نزدیکش ...

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.6 (روایت از زبان جونگ ...

★وقتی طلاق میگیرید اما اون...p⁴(end)جیمین با لحن جدی گفت:"بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط