کرد یعنی برنویی آماده ایم
کرد یعنی برنویی آماده ایم
در "کِلیدر"، "گل محمّد"زاده ایم
کردها پیوسته "پسیان" هم اند
"رستم" و "سهراب" دستان هم اند!
جملگی "احسان نوری" صولت اند
شمع جمعی در دل پُر حسرت اند
"شیخ پیران" اند -شیخ الحَرب کُرد-
ها...سماع مرگ و ضرباضرب کُرد!
دار بردوش اند چون "سیّد رضا"
عشق آغوش اند چون "سیّد رضا"
کرد یعنی با جراحت ساخته
با عذابی فوق طاقت ساخته
کرد یعنی با پرستو، صبح و شب
صادرات "زعفرانلو"، صبح و شب
هر چه در خواب "حلبچه" نقره داغ
معبری مسموم و کوری با چراغ
کرد یعنی سرفه، تاول، گاه گاه
برگی از اوراق "سردشت" سیاه
انفجار زخم در آب نمک
غدّه ی "اَنفال" و دردی مشترک
سوسوی فانوس و سیم خاردار
چشم هایی خسته و امّا دچار
یا "حلبچه"زاده یا "دَرسیم"ی اند
کردها تاریخ تلخ شیمی اند
کرد یعنی با بدان از جزء و کل
پا نمی کوبند "سُرنا" و "دهل"
پا نمی کوبند "چوپی" بازها
پَر نمی گیرند این پروازها
عِرق "قامِشلی" و ایلی را خوش اند
صورت تَعریب و سیلی را خوش اند
#کورد
#کوردستان
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
در "کِلیدر"، "گل محمّد"زاده ایم
کردها پیوسته "پسیان" هم اند
"رستم" و "سهراب" دستان هم اند!
جملگی "احسان نوری" صولت اند
شمع جمعی در دل پُر حسرت اند
"شیخ پیران" اند -شیخ الحَرب کُرد-
ها...سماع مرگ و ضرباضرب کُرد!
دار بردوش اند چون "سیّد رضا"
عشق آغوش اند چون "سیّد رضا"
کرد یعنی با جراحت ساخته
با عذابی فوق طاقت ساخته
کرد یعنی با پرستو، صبح و شب
صادرات "زعفرانلو"، صبح و شب
هر چه در خواب "حلبچه" نقره داغ
معبری مسموم و کوری با چراغ
کرد یعنی سرفه، تاول، گاه گاه
برگی از اوراق "سردشت" سیاه
انفجار زخم در آب نمک
غدّه ی "اَنفال" و دردی مشترک
سوسوی فانوس و سیم خاردار
چشم هایی خسته و امّا دچار
یا "حلبچه"زاده یا "دَرسیم"ی اند
کردها تاریخ تلخ شیمی اند
کرد یعنی با بدان از جزء و کل
پا نمی کوبند "سُرنا" و "دهل"
پا نمی کوبند "چوپی" بازها
پَر نمی گیرند این پروازها
عِرق "قامِشلی" و ایلی را خوش اند
صورت تَعریب و سیلی را خوش اند
#کورد
#کوردستان
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
- ۳۱۲
- ۲۲ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط