پاییز عاشقیautumn love

پاییز عاشقی(autumn love )
Part 15
و.......
: خانوم کیم بورام
=کوک.... کو... ک(بغض)
: من رو به عنوان دوست پسرتون قبول میکنید؟
همون موقع دستم رو جلوی دهنم گذاشتم و این بعض رو تبدیل به یه گریه ی شوق کردم
باورم نمیشد ک کوک داره اینکار رو میکنه همش برام مثل یه خواب خیلی شیرین بود اما در واقع این خواب نبود و واقعیت داشت
خوشحال بودم چون فکر میکردم حسی ک من نسبط به جونگ کوک دارم یک طرفست اما حالا میبینم که این حس دوطرفست
خوشحال سرم رو به معنی بله تکون دادم
ویو جونگ کوک:
یکم استرس داشتم اما با جواب بله ای که از بورام گرفتم وجودم پر از عشق و خوشحالی شد بلند شدم و حلقه رو توی دستش گذاشتم و خیلی آروم بوسیدمش
: عاااه بورام اصلا انتظارشو نداشتی مگه نه میبینی دوست پسرت چقد خفنه مثل اسمش😂
(جونگ کوک حالا فهمیدیم باز داری پز اسمتو میدی که)
(:واقعا به پدر و مادرم افتخار میکنم ک این اسمو روم گذاشتن راوی ببین نمیری😂😐)
(باز شروع کردی؟😐 خب بریم ادامه داستان)
دیدگاه ها (۱)

حلقه ای ک جونگ کوک به بورام داد و حلقه ی خودش

پاییز عاشقی(autumn love ) Part 16 اووم معلومه تازه افتخارم م...

۱_مرکز خرید میونگ دونگ سئول۲_عروسکایی ک میجو برای مسابقه طرا...

پاییز عاشقی(autumn love ) Part 14 ٪سلام خانوما چی میل دارین؟...

part38 عشق پنهان《ویو جونگ کوک》گوشیم زنگ خورد پدرم بودجونگ کو...

شب تولدم پارت 22ویو ات: از رو تخت بلند شدم و رفتم داخل حموم ...

part 16عشق پنهان 《فردا صبح ویو جونگ کوک》 از خواب بیدار شدم ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط