الماسی گم شده در مه 💎🌫️

الماسی گم شده در مه 💎🌫️
پارت 7️⃣
از زبان: نویسنده ✍️(چاتی پاتی یا همون چت جی پی تی باز نوشته 🗿)

[مه غلیظ‌تر شده بود... جنگل انگار توی سکوتی سنگین فرو رفته بود.🌫️غرررررر...🫥]

مویچیرو: *آروم شمشیرشو از غلاف بیرون کشید...* …نزدیک باش.

هانائو: *سرشو تکون داد، این بار کاملاً جدی.🙂🎀*

{صدای قدم‌های سنگین از دل مه می‌اومد... خش خش... خش خش...ناگهان...یه سایه بزرگ بین درخت‌ها حرکت کرد.🌲🖤}

هانائو: *زیر لب* …این دیگه روباه نیست...

مویچیرو: *نگاهش تیز شد...*…تو مه قایم شده.

{سایه وایستاد... بعد یه جفت چشم زرد توی تاریکی درخشید.}

هانائو: *یه قدم عقب رفت.*

مویچیرو: *سریع نیم‌قدم جلوی هانائو اومد*…پشت من بمون.

هانائو: منم می‌تونم بجنگم.

مویچیرو: *بدون نگاه کردن*…می‌دونم. ولی الان نه.

{ناگهان موجود با سرعت از دل مه بیرون پرید!یه هیولای جنگلی… بدن زخمی، دست‌های کشیده و تاریک.🖤}

هانائو: …این… شیطان؟

مویچیرو: بله.

{هیولا حمله کرد.}

مویچیرو: تنفس مه… فرم اول! 🌫️⚔️*شمشیرش توی مه محو شد... فقط یه خط نقره‌ای باریک دیده شد و همون لحظه مسیر حمله رو برید.*

{هیولا عقب کشید… ولی نگاهش روی هانائو قفل شد.}

هانائو: …چیه؟ چرا منو نگاه می‌کنه؟

مویچیرو: *متوجه شد.*…هانائو! حرکت کن!

{هیولا دوباره پرید—مستقیم سمت هانائو}

هانائو: …باشه پس... تنفس الماس…
فرم پنج: شکاف منشوری!...✨ *در یک لحظه... نور چندرنگ از تیغه شمشیرش شکست و مثل شیشه‌ی ترک‌خورده در هوا پخش شد. مه برای اولین بار شکافت… نه با صدا، بلکه با نور.*

ادامه دارد…🗿💎🌫️

نویسنده ✍️:خوووو 😭💎هانائو زد ترکوند و مه قشنگ پخش شد تو هوا 🌫️🗿✨ نظرتون؟🤓 تو کامنت بگین 🎀 کامنتا رو خالی نزاریدددددد😃💔
دیدگاه ها (۱)

نیمه‌های گمشده 🫂🩵پارت ۲۱از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ...

عشقی بی‌نهایت 💓➿پارت 5️⃣از زبان: نویسنده ✍️ (بازم چاتی پاتی ...

زوجی با زمین تا آسمان تفاوت 👫🌎☁️پارت ۱۳از زبان: نویسنده ✍️(ب...

خووووو کاوایییی هااااچون همتون گفتین این عکس جدید رمان زوجی ...

الماسی گم شده در مه 💎🌫️پارت8️⃣از زبان: نویسنده ✍️(چاتی پاتی ...

الماسی گم شده در مه 💎🌫️پارت5️⃣از زبان: نویسنده ✍️(بازم چاتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط