راه گریزی نبود

راه گریزی نبود
عشق آمد و جانِ مرا
در خود گرفت و خلاص!
من در تو
همچون جزیره‌ای خواهم زیست...

-شیرکو بیکَس
دیدگاه ها (۱)

من سال های سال مُردم تا اینکه یک دم زندگی کردم تو میتوانی یک...

اگر منصرف بشی معنی اش این است که واقعا هرگز نمی خواستی

نیمه شب صدای نفست می آید برمی گردم سمتِ تو " آب می خواهی؟ " ...

...

تمامِ اینپاییز راصرف گردآوری کلمه خواهم کردکه وقتی زمستان رس...

گر مرا ترك کنی ، من ز ِ غمت می‌سوزمآسمان را به زمین ، جان ِ ...

تو را می‌خواهم ای آغوشِ جان‌بخش#فروغ فرخزاد

تو مرا جان و جهانی...

‌ کمی مرا به "بودنت" دعوت کن به جرعه ای از لبخندت و تکه ای ا...

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

بر کشتگان نینوا، اربعین آمد…آل پیمبر کربلا دل غمین آمدجانم ح...

تُو مرا     جان و جَهانی           چِه کنم جان و جَهان را❤️‌...

تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانتمرا یک جان و می‌خواه...

تو مرا جان و جهانی🫶🥹🇮🇷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط