ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور

به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم می گیری

به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم

به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
دیدگاه ها (۱)

داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستادداشت باران در مسیر ِناود...

اگر نگاه من و تو کمی بهم برسد دو کوه دور بدون غمی بهم برسدمس...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۰: سایه‌ی سنگینِ سلطهصدای دورب...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند وقت است که هر شب به تو م...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند وقت است که هر شب به تو م...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند وقت است که هر شب به تو م...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند وقت است که هر شب به تو م...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند وقت است که هر شب به تو م...

عاشقانه های شبنم

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشمچند روزیست که هرشب به تو می‌...

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم چند وقت است که هر شب به تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط