بیزارم از آن عشق

بیزارم از آن عشق
که عادت شده باشد

یا آنکه گدایی
محبت شده باشد !!!!

دلگیرم از آن دل
که در آن حس" تملک "

تبدیل به غوغای
"حسادت " شده باشد !
دیدگاه ها (۱)

دلم سوختوقتےنگات سرد شد …دلم سوختحرفات همہ درد شد …دلم سوختو...

زخمهای دستــم را می بست و می گفت:چرا با خود چنین کردیولی زخم...

آدم بی دلیل یک آهنگ رودوبار گوش نمیکنهبی دلیل دوبار به چشمای...

دوست داشتن که لباس تن نیستکه هر وقت دلت نخواست عوضش کنیخدا ن...

بجز غوغای عشق تو درون دل نمی‌یابمبجز سودای وصل تو میان جان ن...

لایک و کامنت بزارید حمایت کنید (با تشکر❤️)ریمیکس داخل چنل @r...

می‌خندید خودشو لوس می‌کرد الهی من فدات بشم دختر با محبت من ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط