زمان همه چیز را درست نمیکند زمان خیلی چیزها را خراب می

زمان همه چیز را درست نمی‌کند، زمان خیلی چیزها را خراب می‌کند. مثلا انحنای کودکانه‌ی گونه‌های آدم را، مثلا چشم‌ها را، خطوط باریک لب‌ها را، شادابی و نشاط را، جوانی را...
گذر زمان، خیلی چیزها را از هم می‌پاشد، این را از مادری بپرس که پس از نه ماه انتظار، نوزادش را در آغوش گرفته و به خطوط ناموزون پوستش با اندوه نگاه می‌کند، از پدربزرگ پیری بپرس که به تماشای عکس‌های کودکیش نشسته، از مادری بپرس که هنوز احساسات کودکانه دارد اما در خیابان، غریبه‌ها "مادر" صدایش می‌کنند.
گذر زمان خوب نیست، آدم‌ها را پیر، خانه‌ها را مخروبه و برگ‌ها را زرد می‌کند. گذر زمان از کودک‌ها پیر و از درخت‌های سبز، الوار می‌سازد.
من از گذر زمان می‌ترسم. از اینکه روزی آنقدر شکسته شوم که شیطنت و رهایی، از چشم‌هام بعید باشد، که لبخند بزنم و همه بدانند جنس این لبخند با لبخندهای واقعی فرق دارد، که صدام، که نگاهم، که دست‌هام؛ به لرزش افتاده‌باشد، که افسوس روزهای رفته، بزرگترین دارایی من باشد. می‌ترسم به اندازه‌ی کافی شیطنت نکرده‌باشم.
من از گذار زمان می‌ترسم...
دیدگاه ها (۱)

«حالا بخند...‌ مرگِ من بخند... بیشتر... یکم بیشتر..‌. آهااان...

می‌خواهم زنده بمانم و زندگی کنم.سفرهای زیادی‌ست که نرفته‌ام،...

آدم نیاز دارد گاهی سر به هوا باشد و بلند بلند بخندد. تا بغضش...

تو لیاقت اون رابطه ای رو داری که بهت اجازه بده شبا با آرامش ...

زیباتر از زیباشدی، آقامعلمتصویر عاشورا شدی، آقا معلمهم سال‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط