part
part.22.
جونگ کوک گفت .. چیکارت کردم خودت بودی که گفتی برم ..
+.. من از اینکه رفتی ناراحت نیستم و نبودم این بود که جواب تماسامو ندادی من باید تو کشور غریب با یه بچه چیکار می کردم ..
-..منم برای این دلیل داشتم ..
+..بگو...میشنوم..
-..به محض رسیدن به لندن تصادف کردیم که دیگه گوشی نداشتیم هرچی گشتم شماره ای ازت نداشتم نامجونم بخاطر کار مانع این میشد که بهتون زنگ بزنیم ببخشید..
+..اگه اینجوریه چرا از اولش نگفتی خودت چیزیت نشد..
-..نه خوبم بریم سر اصل مطلب..
+..چیه..
-..عاشقتم..
+..هنوزم عقلت سر جاش نیست پس..
_.. چرا باور نمیکنییی؟..
+..چرا باید باور کنم بابایی..
_..میام میخورمت عااا دیگه قرار بود به من نگی بابایی..
+..همون یکبار بس بود ..
_..یجوری میگی انگار خودت دوست نداشتی تا سه روز بعد دربارش حرف میزدی ..
+..واااا پروووو میزنمتاااا..
_..جون تو فقط بیاااا..
+..عی پسره چشم سفید ..
_..دیدی هنوزم دوستم داری..
+..ام..ام...ن..که.چییی..
_..عهههه دیدیییی..
+..ولی اره دلم واست ت.تنگ شده ..
-..مگه من نشده ..
جونگ یون اومد تو گفت.. خوبه بسه بسه .. اومد جلو گفت .. مامان تو برو تو اتاق بدو.. بزور بردم تو اتاق .
&جی یونو برد تو اتاق اومد منو برد دم در اتاق گفت.. فقط نیم ساعت مامانمو بهت میدم هارا طولش ندین ها .. منظودشو گرفتم رفتم تو اتاق جی یون کنار تخت وایستاده بود رفتم نزدیک تر
+.. چی کار می کنی .. آنقدر نزدیک شدم که افتاد رو تخت منم روش بودم .
+.. بیشعور منم میتونم دیونه باشم ها..
-..چجوری..
بوسیدم یک گذشت ولم کرد
-.. چرا آنقدر زود ولم کردی هنوز نیم ساعت وقت داریم..
+..گمشو ببینمممم نمیخواممم
_..مگه دست توعههه
+..اره الان که هست
_..حالا ببینم میتونی منو از روت بلند کنی ..
شروع کردم به بوسیدنش و اولش منو نمی بوسید بعدش اونم منو با عطش می بوسید که جونگ یون درو باز کرد جی یون از خجالت آب شده بود منم داشتم می خندیدم بهش که با مشت زد به بازوم جونگ یون گفت .. واقعا که من هنوز پنج سالمه ادامه بدین من رفتم.. رفت درو بست
-..به من میخندی..
+..جونگ کوک اگه جیغ بزنم همه میان تو ..
-..جرعتشو داری ..
+.. میخوایی ببینی ..
-.. من نیاز دارمش..
+.. چیوو ..
-.. بوی بدنتو..
+..من نمیفهم تو چی میگیا یکدفعه دیدی با مشت زدم تو دهنت ..
-..نمیفهمی یا نمیخوای بفهمی من نسختم...
+..مستییی؟
-..اگه مست بودم کارمو کرده بودم..
+..پس چرا شروع نمیکنی ..
_..عهههه خب پس وارد عملیات میشم ..
+..نهههه الان که همه اینجاعن..
_..گور بابای همههه من تو رو می خوام الان ..
+..بزار فردا شب قوللل..
_..ببین نههه..
+..به خدا قول میدممممااا..
_.. نوچ نوچ ..
+.. عی بابا از بس فضولی امشب پریودم خب میگم فردا فردا دیگه پسرههه..
_.. الهییی چشمم..
+ ..آفرین بابایییی
_..اگه بگی بابایی بهت رحم نمیکنم همین امشب ماموریتمو انجام میدم
+.باشه داداشیی..
رفتم نزدیکش و بوسیدمش ولشم نمی کردم که پس م زد
+.. گفتم که پریودم..
-..به اونجات کاری ندارم بالای بدنت که سالمه..
+..خررر..
تهیونگ درو باز کرد من هنوز روی جی یون بودم خندید بعد گفت.. نیم ساعت شما تموم شد نوبت ماعهه .. از روی جی یون پاشدم اونم پاشد اومدیم بیرون سه جو و تهیونگ رفتند تو
از زبان تهیونگ
سه جو ..خب چیکار داشتی الان
تهیونگ.. میخوام بچلونمتتت
سه جو .. چه غلطا..
تهیونگ.. اره دیگه پریود که نیستی تو
سه جو ..نه ولی جی یون هست
تهیونگ .. آخ آخ جونگ کوک بدبخت با خنده
سه جو .. حالا چرا پرسیدی
تهیونگ .. میدونی چجوری حامله شدیی...
سه جو .. گمشوو چی میگی اصلا واقعا چجوری شدم..
تهیونگ .. همون طور که انتظار داشتم یادت نیست وقتی دو تایید مست شدیم رفتیم هتل ..
سه جو .. خب به الان چه ربطی داره..
تهیونگ...یعنی نفهمیدی می خوای خودم نشونت بدم یادت بیاددد
سه جو .. نه لازم نکرده
تهیونگ..چرا من یادت میارم..
سه جو .. راستش...... باشه..
رفتم روش و شروع کردم شرتشو در آوردم و همون کارا رو کردم.........................هنوز تموم نشده بود کارمون که جونگ کوک سگ اومد در زد گفت ..چه غلطی میکنین مرغ عشقا.. تو همون حالت گفتم .. گمشو ..کارم خیلی طول میکشه بعد جونگ کوک که صداش میومد پاره شده بود از خنده ما میریم بیرون شما راحته راحتتت باشیناااا
جونگ کوک گفت .. چیکارت کردم خودت بودی که گفتی برم ..
+.. من از اینکه رفتی ناراحت نیستم و نبودم این بود که جواب تماسامو ندادی من باید تو کشور غریب با یه بچه چیکار می کردم ..
-..منم برای این دلیل داشتم ..
+..بگو...میشنوم..
-..به محض رسیدن به لندن تصادف کردیم که دیگه گوشی نداشتیم هرچی گشتم شماره ای ازت نداشتم نامجونم بخاطر کار مانع این میشد که بهتون زنگ بزنیم ببخشید..
+..اگه اینجوریه چرا از اولش نگفتی خودت چیزیت نشد..
-..نه خوبم بریم سر اصل مطلب..
+..چیه..
-..عاشقتم..
+..هنوزم عقلت سر جاش نیست پس..
_.. چرا باور نمیکنییی؟..
+..چرا باید باور کنم بابایی..
_..میام میخورمت عااا دیگه قرار بود به من نگی بابایی..
+..همون یکبار بس بود ..
_..یجوری میگی انگار خودت دوست نداشتی تا سه روز بعد دربارش حرف میزدی ..
+..واااا پروووو میزنمتاااا..
_..جون تو فقط بیاااا..
+..عی پسره چشم سفید ..
_..دیدی هنوزم دوستم داری..
+..ام..ام...ن..که.چییی..
_..عهههه دیدیییی..
+..ولی اره دلم واست ت.تنگ شده ..
-..مگه من نشده ..
جونگ یون اومد تو گفت.. خوبه بسه بسه .. اومد جلو گفت .. مامان تو برو تو اتاق بدو.. بزور بردم تو اتاق .
&جی یونو برد تو اتاق اومد منو برد دم در اتاق گفت.. فقط نیم ساعت مامانمو بهت میدم هارا طولش ندین ها .. منظودشو گرفتم رفتم تو اتاق جی یون کنار تخت وایستاده بود رفتم نزدیک تر
+.. چی کار می کنی .. آنقدر نزدیک شدم که افتاد رو تخت منم روش بودم .
+.. بیشعور منم میتونم دیونه باشم ها..
-..چجوری..
بوسیدم یک گذشت ولم کرد
-.. چرا آنقدر زود ولم کردی هنوز نیم ساعت وقت داریم..
+..گمشو ببینمممم نمیخواممم
_..مگه دست توعههه
+..اره الان که هست
_..حالا ببینم میتونی منو از روت بلند کنی ..
شروع کردم به بوسیدنش و اولش منو نمی بوسید بعدش اونم منو با عطش می بوسید که جونگ یون درو باز کرد جی یون از خجالت آب شده بود منم داشتم می خندیدم بهش که با مشت زد به بازوم جونگ یون گفت .. واقعا که من هنوز پنج سالمه ادامه بدین من رفتم.. رفت درو بست
-..به من میخندی..
+..جونگ کوک اگه جیغ بزنم همه میان تو ..
-..جرعتشو داری ..
+.. میخوایی ببینی ..
-.. من نیاز دارمش..
+.. چیوو ..
-.. بوی بدنتو..
+..من نمیفهم تو چی میگیا یکدفعه دیدی با مشت زدم تو دهنت ..
-..نمیفهمی یا نمیخوای بفهمی من نسختم...
+..مستییی؟
-..اگه مست بودم کارمو کرده بودم..
+..پس چرا شروع نمیکنی ..
_..عهههه خب پس وارد عملیات میشم ..
+..نهههه الان که همه اینجاعن..
_..گور بابای همههه من تو رو می خوام الان ..
+..بزار فردا شب قوللل..
_..ببین نههه..
+..به خدا قول میدممممااا..
_.. نوچ نوچ ..
+.. عی بابا از بس فضولی امشب پریودم خب میگم فردا فردا دیگه پسرههه..
_.. الهییی چشمم..
+ ..آفرین بابایییی
_..اگه بگی بابایی بهت رحم نمیکنم همین امشب ماموریتمو انجام میدم
+.باشه داداشیی..
رفتم نزدیکش و بوسیدمش ولشم نمی کردم که پس م زد
+.. گفتم که پریودم..
-..به اونجات کاری ندارم بالای بدنت که سالمه..
+..خررر..
تهیونگ درو باز کرد من هنوز روی جی یون بودم خندید بعد گفت.. نیم ساعت شما تموم شد نوبت ماعهه .. از روی جی یون پاشدم اونم پاشد اومدیم بیرون سه جو و تهیونگ رفتند تو
از زبان تهیونگ
سه جو ..خب چیکار داشتی الان
تهیونگ.. میخوام بچلونمتتت
سه جو .. چه غلطا..
تهیونگ.. اره دیگه پریود که نیستی تو
سه جو ..نه ولی جی یون هست
تهیونگ .. آخ آخ جونگ کوک بدبخت با خنده
سه جو .. حالا چرا پرسیدی
تهیونگ .. میدونی چجوری حامله شدیی...
سه جو .. گمشوو چی میگی اصلا واقعا چجوری شدم..
تهیونگ .. همون طور که انتظار داشتم یادت نیست وقتی دو تایید مست شدیم رفتیم هتل ..
سه جو .. خب به الان چه ربطی داره..
تهیونگ...یعنی نفهمیدی می خوای خودم نشونت بدم یادت بیاددد
سه جو .. نه لازم نکرده
تهیونگ..چرا من یادت میارم..
سه جو .. راستش...... باشه..
رفتم روش و شروع کردم شرتشو در آوردم و همون کارا رو کردم.........................هنوز تموم نشده بود کارمون که جونگ کوک سگ اومد در زد گفت ..چه غلطی میکنین مرغ عشقا.. تو همون حالت گفتم .. گمشو ..کارم خیلی طول میکشه بعد جونگ کوک که صداش میومد پاره شده بود از خنده ما میریم بیرون شما راحته راحتتت باشیناااا
- ۱۱۶
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط