عاشقم.........

عاشقم.........
اهل همین کوچه ی بن بست کناری
که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی
تو کجا؟
کوچه کجا؟...
پنجره ی باز کجا؟
من کجا؟
عشق کجا؟
طاقت آغاز کجا؟
تو به لبخند و نگاهی
من دلداده به آهی
بنشستیم
تو در قلب و
من خسته به چاهی.........
گنه از کیست؟
از آن پنجره ی باز؟
از آن لحظه ی آغاز؟
از آن چشم گنه کار؟
از آن لحظه ی دیدار؟
کاش می شد گنه پنجره و لحظه و چشمت
همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب
تو را تنگ در آغوش بگیرم......
دیدگاه ها (۱۱)

#تصاویر_جذاب_دنی_زلزله😍

#تصاویر_جذاب_دنی_زلزله😍

آقا ردای امامت مبارکتپوشیدن لباس خلافت مبارکتای آخرین ذخیره ...

من دوست دارمكوتاه بنويسمكوتاه حرف بزنممى دانىحرفهاى كوتاه بي...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

میدانی بابای مهربونم😭😭😭 کاااش آخرین بار محکمتر از همیشه بغلت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط