ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جـدایی

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جـدایی
چــه کنم که هست اینها گل باغ آشنــــایــی
همه‌شب نهاده‌ام سر، چو سگان بر آستانت
کــــه رقـیـب در نیـایـد به بهانــهء گدایـــــــــی
مـــژه‌ها و چـــشم یارم به نظر چـــنـان نماید
که میـان سنبلستـان چرد آهـــوی ختــایـــی
در گلستان چشمم زچه رو همیشه باز است
به امیـــد آنکه شاید تو به چــشم من درآیــی
ســر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گــلشن
که شنیــــده‌ام ز گلها همه بوی بــــــی‌وفایی
به‌کدام مذهب‌ست این به‌کدام ملت‌است این
که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چــرایی
به طـــــواف کعبه رفتم به حــــــرم رهم ندادند
که برون در چـــــه کردی که درون خـــــانه آیی
به قــــــمارخــــــانه رفــتـم، همـه پاکـباز دیدم
چو به صــــــومــــعه رسیـدم همه زاهد ریایی
در دیـــر مــی‌زدم من، که یـکـــی ز در در آمد
که: درآ، درآ، عراقی! که تو خاص از آن مـایی
دیدگاه ها (۲)

دلتنگ تر از هر شب و هر روز شدم منبی مهر پدر، شمع پر از سوز ش...

گفتم که فرهادت منم با خسروان داری چکار؟گفتا ز شیرین دلبران ج...

ما گشته ایم نیست تو هم جستجو مکن آن روزها گذشت ، دگر آرزو مک...

اگر جسمم شود در خاکاگر خاکم رود بر باداگر یادم رود از یادتو ...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی چه کنم؟ که هست اینها گل...

ز دو ديده خون فشانم، ز غمت شب جداييچه کنم؟ که هست اينها گل خ...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییچه کنم؟ که هست اینها گل خ...

فخرالدین عراقی » دیوان اشعار » غزلیات ز دو دیده خون فشانم، ز...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییچه کنم؟ که هست اینها گل خ...

ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جداییچه کنم؟ که هست اینها گل خ...

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جداییچه کنم که هست این ها گل با...

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟که کُشند عاشقی را،...

به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟که کشند عاشقی راکه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط