پارت
پارت ۶
کوک :میخوام مبارزه باد بگیرم
ته : (میخنده) چرا ... هوم ؟...نکنه میخوای از اون عوضی انتقام بگیری یا نه میخوای مثل من و اونا واسه بقیه قلدری کنی ... هاااا (با داد)
کوک :هیچ کدوم هیچ کدوم تا کی باید زجر بکشم همش توی خونه مامان و بالام منو شکنجه میدن هیچوقت نزاشتم خواهرمو شکنجه کنن همیشه التماس میکردم بجاش منو بزنن نمیزاشتن من و خواهرم بریم مدرسه با التماس میرفتم تا چقدر باید زجر بکشم میخوام مبارزه یاد بگیرم تا بتونم از خودم و خواهرم مراقبت کنم نمیخوام توی اون خونه با اون دوتا اشغ*ل که اصن احساس ندارن زندگی کنم (عصبی و با کمی داد میگه)
پاشدم از خونه برم که با صدای ته برگشتم
ته :وایسا ... کمکت مبکنم ولی منم نباز به کمک دارم کمکم میکنی
کوک :کمک برای چی توکه تنها زندگی میکنی مامانو بابات هم حتما دوست دا
ته : اونا مردن (از جاش بلند میشه) اگر بخوام باهات روراست باشم کشتمشون افراد بابام دنبالمم و جونم در خطره و به کمکت نیاز دارم باید قبول کنی چون ما دوتا به هم نیاز داریم میتونیم باندمون رو تشکیل بدیم و انتقتم بگیریم نظرت
کوک: ...
کوک :میخوام مبارزه باد بگیرم
ته : (میخنده) چرا ... هوم ؟...نکنه میخوای از اون عوضی انتقام بگیری یا نه میخوای مثل من و اونا واسه بقیه قلدری کنی ... هاااا (با داد)
کوک :هیچ کدوم هیچ کدوم تا کی باید زجر بکشم همش توی خونه مامان و بالام منو شکنجه میدن هیچوقت نزاشتم خواهرمو شکنجه کنن همیشه التماس میکردم بجاش منو بزنن نمیزاشتن من و خواهرم بریم مدرسه با التماس میرفتم تا چقدر باید زجر بکشم میخوام مبارزه یاد بگیرم تا بتونم از خودم و خواهرم مراقبت کنم نمیخوام توی اون خونه با اون دوتا اشغ*ل که اصن احساس ندارن زندگی کنم (عصبی و با کمی داد میگه)
پاشدم از خونه برم که با صدای ته برگشتم
ته :وایسا ... کمکت مبکنم ولی منم نباز به کمک دارم کمکم میکنی
کوک :کمک برای چی توکه تنها زندگی میکنی مامانو بابات هم حتما دوست دا
ته : اونا مردن (از جاش بلند میشه) اگر بخوام باهات روراست باشم کشتمشون افراد بابام دنبالمم و جونم در خطره و به کمکت نیاز دارم باید قبول کنی چون ما دوتا به هم نیاز داریم میتونیم باندمون رو تشکیل بدیم و انتقتم بگیریم نظرت
کوک: ...
- ۱۴۶
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط