سه شنبه95/1/3ساعت23:35

سه شنبه95/1/3ساعت23:35

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...

یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

یک فیلسوف به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!

یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است.

یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

کاشکی همه ما یاد بگیریم موقع مشکلات به جای نصیحت و سرزنش مشکل را حل کنیم.
انسانم آرزوس خدایا
دیدگاه ها (۶۴)

پنجشنبه95/1/5ساعت21:58قشنگ ترین متن مردونه ای بود که خوندم :...

جمعه95/1/6ساعت20:53مداد : متاسفمپاک کن : چرا ؟تو هیچ کار اشت...

دوشنبه95/1/2ساعت20:59ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺗﺎﮐﺴﻰ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺭﻭﻯ ﺷﻮﻧﻪﻯ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺯﺩ ....

یکشنبه95/1/1ساعت7:58"یا مقلب القلوب.... " ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط