.شعرهای نیمه تمامم را

.شعرهای نیمه تمامم را

درست جایی میگذارم

که مدتی به فکر جاسازی

سیگارهای نکشیده

پول های نداشته

و حرف های نگفته ام بودم.

این روزها تمامی ندارند

درست مثل همین بی سطرهای نامفهوم...
دیدگاه ها (۱)

...ای کاش میتوانستمخون رگان خود رامن،قطره قطرهبگریمتا باورم ...

صدای تندی بارونروی شیشه های لک دارچشمای گرم مریضمخیره به ساع...

.روی برگ های خاطرات نوشتم دلتنگم ، پائیز شد و خاطرات رنگشون ...

ﺑﺴﻼﻣﺘﯽ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﺍﺷﻮﻥ ﺑﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﻣﯽ ﮔﺬﺭﻩ . . .ﺗﻈﺎﻫﺮ ﺑﻪ ...

اخی بمیرم برات تهیونگ 😭😭🐻منم بیمارم ناراحتم که گوشم درد می‌ک...

نقطه شروع کنسرت p11(ویوهنا) رفتم تو اتاق و از توی کمد یه لبا...

نامجون اومد لایو 🥹🎀ترجمه لایو کوتاه تولد نامجونی🥹🎂🐨کمی خجالت...

پارت ۲ ویو ا.ت با ذوق سمت در رفتم و بازش کردم .هوسوک رو دیدم...

★彡   Part 56 彡★ ( تهیونگ ) من چی گفتم؟اشتباهه.رینا هیچ وقت ن...

★彡   Part 4 彡★ نگاهی به سوزنی که بین انگشت هام قفل شده بود ک...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

*.the Law of Violence.*

برده عمارت جئون

وقتی بعد از یه دعوای شدید با دوست پسرت پسرت بودید شب پیش همد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط