سکّه‌ی این مهر از خورشید هم زرین‌تر است

سکّه‌ی این مهر از خورشید هم زرین‌تر است
خون ما از خون دیگر عاشقان رنگین‌تر است

رود راهی شد به دریا ، کوه با اندوه گفت
می‌روی اما بدان دریا ز من پایین‌تر است

ما چنان آیینه‌ها بودیم ، رو در رو ولی
امشب این آیینه از آن آینه غمگین‌تر است

گر جوابم را نمی‌گویی ، جوابم کن به قهر
گاه یک دشنام از صدها دعا شیرین‌تر است

سنگدل ! من دوستت دارم ، فراموشم نکن
بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگین‌تر است
دیدگاه ها (۴)

چه بگویم که کمی خوب شود حال دلم؟!لکنت شعر و پریشانی و جنحال ...

وقتی " تو " آرزوی من شدی...فهمیدم...بعضی آرزوها دورند......خ...

برام آرامش محضی ، کنارت خستگی خوبهنباشی ناخوشم با تو چقدر وا...

کے قرار است بیایے و شکارم بشوےرنگ باران بزنے بوے بهارم بشوےب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط