ای پدر ای با دل من همنشین ای صمیمی ای بر انگشتر

ای پدر ای با دل من همنشین ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم آشنایی با غم تنهاییم
ای طنین نام تو بر گوش من ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران، مهربان بر من ببار ای که هستی مثل ابر نو بهار
در صداقت برتر از آیینه ای در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی پایدار می برم نام تو را با افتخار
هر چه دارم از تو دارم ای پدر ای که هستی نور چشم و تاج سر
دیدگاه ها (۴)

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل چهارم: تجلیِ...

سناریو: ماه سرخ

ای پدر ای با دل من همنشین ای صمیمی ای بر انگشتر نگ...

ای پدر ای با دل من همنشینای صمیمی ای بر انگشتر نگین ای پدر ا...

ی پدر ای با دل من همنشین          ای صمیمی ای بر انگشتر نگین...

ای پدر ای با دل من همنشینای صمیمی ای بر انگشتر نگینای پدر ای...

ای پدر ای با دل من همنشینای صمیمی ای بر انگشتر نگینای پدر ای...

ای پدر ای ، با دل من همنشین ای صمیمی ای بر انگشتر نگینای پدر...

ای پدر ای با دل من همنشینای صمیمی ای بر انگشتر نگینای پدر ای...

ای پدر ای با دل من همنشین           ای صمیمی ای بر انگشتر نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط