بیا و با همان غرورِ مردانه ات

بیا و با همان غرورِ مردانه ات
از در و دیوار گلایه کن !
بگو چرا گلدانِ کنارِ پنجره کج شده؟!
بگو کتریِ چای خودش را کشت !
بیا و بگذار من ..
دست به دورِ گردنت بی اندازم♥
در چشمانت نگاه کنم ...
و آرام بگویم :
مردِ مغرورِ لجبازِ من؛
من هم دلم برایت تنگ شده
دیدگاه ها (۳)

زندگـــــــــــی صد سالِ اولش سخته بعدش راحــــته!

ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ...ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ...ﻣﯿﺒــــــﯿﻨﯽ...ﭼﯿﺰﯼ...ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ...!ﺟـ...

پست قبلیمو پاک کردم چونکه یهویی حالم خوب شد:)نه اینکه خوشحال...

☜درد☞ دارد....وقتــــے با نسیمـــے بـــرود..کســـے کـه به خا...

ادامهٔ تکپارتی 😅ات محکم بدون ذره ای مکث  : نه کوک خنسرد :اما...

سناریو باکودکو

درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط