بیا و با همان غرورِ مردانه ات
بیا و با همان غرورِ مردانه ات
از در و دیوار گلایه کن !
بگو چرا گلدانِ کنارِ پنجره کج شده؟!
بگو کتریِ چای خودش را کشت !
بیا و بگذار من ..
دست به دورِ گردنت بی اندازم♥
در چشمانت نگاه کنم ...
و آرام بگویم :
مردِ مغرورِ لجبازِ من؛
من هم دلم برایت تنگ شده
از در و دیوار گلایه کن !
بگو چرا گلدانِ کنارِ پنجره کج شده؟!
بگو کتریِ چای خودش را کشت !
بیا و بگذار من ..
دست به دورِ گردنت بی اندازم♥
در چشمانت نگاه کنم ...
و آرام بگویم :
مردِ مغرورِ لجبازِ من؛
من هم دلم برایت تنگ شده
- ۱۸۴
- ۱۳ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط