لبخند های شب را پاشویه کرده ام!

لبخند های شب را پاشویه کرده ام!
سپیده بسته ام به پیشانی ام...
کمی آنطرف تر...
صبح  با چشم های تو ...
به سمت خانه سرازیر می شود!
صدای ریزش آفتاب را ...
در رگ هایم می شنوم...
تو امّا...
نزد عشق بمان!
عطر بوسه هایت  بر لبانم...
حل خواهد شد...
دیدگاه ها (۱)

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست که هر چه بر ...

لطـفـٱدوســتمـون لایـکـوفـالـوشـه 🙏ازهـمـگی سـپاسـمنـدم

آخر شب هانه از خستگی خبری هستنه از خواباین موقع از شب اغلبوق...

"تلخ ترین اشک ها" زمانی سرازیر میشوندکه ببینی هیچ کاری از تو...

Burned Wings galaxy

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁸.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2آن آغوش، انگار تمام اون سختی ها...

زندکی آن دو پارت ۳/۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط