نازنینم

نازنینم


تو می خندی و تصویر لبت را قاب می گیرم
از آن کنج لبانت بوسه ای در خواب می گیرم
کنارم باش، بی خوابم، شب من بی سحر مانده
که امشب روشنی از چهره ی مهتاب می گیرم
ببین لبخند تلخم را، کمی با درد همراه است
نباشی با خیالت من گل از مرداب می گیرم

تو با من خاطراتی داشتی بی من کجا رفتی؟
ببینم گر تو را با گریه شعری ناب می گیرم
تو را من آرزو دارم خودت هم خوب می دانی
تو را ای ماهی قرمز، با قلاب میگیرم

چه رویای قشنگی بود من در خواب می دیدم
بیا خوابم که من آرام دل بی تاب می گیرم
فراموشم نکن آغوش گرمت را نگیر از من
که از انگور چشمانت، شراب ناب میگیرم
تو را من دوست دارم نازنینم دوستت دارم
تو میخندی و تصویر لبت را قاب می گیرم
دیدگاه ها (۳)

عشق یعنی می توان پروانه بودیک نگاه ساده را دیوانه بودعشق یعن...

به خانه ام سری بزن، بهار را بهانه کندوباره خلوت مرا، بیا پر ...

هر زمان می بینمت قلبم پریشان می شودچشم هایم در هوایت باز گری...

نازنینمتو می خندی و تصویر لبت را قاب می گیرم از آن کنج لبانت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط