🍒🌱یک بار هم که از زمین و زمان شاکی بودم گفتم:

🍒🌱یک بار هم که از زمین و زمان شاکی بودم گفتم:
"لعنت به این زندگی که پر شده از گره کور!!!"
باخنده گفت:
"ناشکری نکن #عزیزجان!
همه ی این گره ها که میگویی باز شدنی اند؛
حالا یا با دست، یا با چنگ و دندان!
تنها گره کور زندگی تو دست های من است که هیچ شکلی باز نمی شود، نه با دندان، نه به زور دست!"
ناشکری نمیکنم اما تنها گرهی که از زندگی من باز شد، همان دست های او بود، آن هم نه با چنگ و دندان و زور، با گره شدن در دست های یک غریبه!🍒🌱

#طاهره_اباذری_هریس
دیدگاه ها (۰)

🌱🍒مثلا بیای و بهم بگی دیدی تموم شد، دیدی همش خواب بود، دیدی ...

برکه های لجن زار،آبهای کثیف هم به اقیانوس میرسند.فاضلابها،رو...

🌱🍒من یک زنِ عاشقم! و این یعنی دلم هیچوقت روی یک خطِ صاف حرکت...

🍒🌱دلم که برای بودنت تنگ میشود ...واقعا میمانم که چه کنم ...!...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

𝙼𝚢 𝚋𝚛𝚘𝚝𝚑𝚎𝚛'𝚜 𝚏𝚛𝚒𝚎𝚗𝚍 𝟮 _ 𝟲 جونگکوک وارد خانه شد ، سوجین در ب...

Part6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط