دست خالی آمدم دستم به دامانت رضا

دست خالی آمدم دستم به دامانت رضا

کن کرم بر سائلت جانم به قربانت رضا

تا رسیدم بر در باب الجواد مشهدت

من شدم مبهوت این سیل گدایانت رضا

پنجره فولاد تو کرب و بلای دیگر است

جان به قربان حریم و صحن و ایوانت رضا

آمدم تا دست من را از کرامت پر کنی

چشم من خیره شده بر لطف و احسانت رضا

میلاد امام رحمت مبارک .
دیدگاه ها (۱۱)

دوبـاره یـک غـروب دلـنشین دوباره یـک صـدا، صـدای سـبز دوبـار...

حرم که باشی…. باران هم که ببارد… نور علی نور میشود هوای دلت…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط