یادمان باشد که در این بحر دو رنگی و ریا

🍁 یادمان باشد که در این بحرِ دو رنگی و ریا
دگر حتی طلبِ آب ز دریا نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت ، من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر این دلمان بی کس شد
طلبِ مهر ز هر چشم خماری نکنیم

یادمان باشد دگر لیلی و مجنونی نیست
به چه قیمت دلمان بهرِ کسی چاک کنیم

یادمان باشد اگر از پس هر شب روزیست
دگر آن روز پیِ قلب سیاهی نرویم

یادمان باشد اگر شمعی و پروانه به یکجا دیدیم
طلبِ سوختنِ بال و پرِ کس نکنیم
دیدگاه ها (۵)

راه امشب میبرد سویت مرامیکشد در بندِ گیسویت مراگاه لیلا گاه ...

✨ چشم هایش دروغ سنج داشت... فقط کافی بود به او دروغ بگویی...

🎈 چندان که به یادِ تو شب و روز نشستیماز شامِ فراقت چو سحرگه...

در میان اشک ها پرسیدمش : خوش ترین لبخند چیست ؟شعله ای در چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط