چن دقیقه بود از دور بهش خیره شده بودمو اونم داشت با دقت چ

چن دقیقه بود از دور بهش خیره شده بودمو اونم داشت با دقت چن تا برگه رو مطالعه میکرد.دفترمو در اوردمو سروع کردم به کشیدن خطای درهم برهم یه نگاه بهش مینداختم و بعد دوباره به دفترم خیره میشدم و اون همچنان داشت اون برگه هارو مطالعه میکرد یک لحظه سرمو بلند کردم که نگاهم تو نگاهش قفل شد داشت بهم نگاه میکرد چشای خیلی زیبا و نگاه خیلی گیرایی داشت.هول شدمو با خجالت سریع دفترمو بستم کولمو برداشتمو قصد کردم که برم وبا صدای بم و مردونه یه نفر سرجام خشک شدم:خانوم کیم!.....
#pcy
دیدگاه ها (۲۴۸)

اکیپمون کامل شد😍

یونگجه💖 بم بمraha💖 aisa

جی جین😍

یعنی ترک برداشتم از خنده

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 36・⁠]⁠ᕗنگام میکرد و با دقت گ...

اعتماد پارت|۱۳۴|

Part7عشق به طعم دردو یکی از خوردهاش به پام رفت باپای لنگو رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط