𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:52
-چیزی شده؟ عزیزم؟
نگاهش کردم.
دلم میخواست بپرسم. ازش بپرسم...
بپرسم دیشب کجا بودی.
بپرسم اون اسلحه برای چی بود.
بپرسم چرا روی دستت خون هست.
اما...
نمیدونستم چرا کلمه ها از گلوم بیرون نمیومدن.
لبخندی زدم و فقط آروم گفتم:
+نه...نه خوبم
لبخند ارامشبخشی زد....
اما من برای اولین بار...
از لبخند مردی که داشتم عاشقش میشدم...
ترسیدم.
𝘱𝘢𝘳𝘵:52
-چیزی شده؟ عزیزم؟
نگاهش کردم.
دلم میخواست بپرسم. ازش بپرسم...
بپرسم دیشب کجا بودی.
بپرسم اون اسلحه برای چی بود.
بپرسم چرا روی دستت خون هست.
اما...
نمیدونستم چرا کلمه ها از گلوم بیرون نمیومدن.
لبخندی زدم و فقط آروم گفتم:
+نه...نه خوبم
لبخند ارامشبخشی زد....
اما من برای اولین بار...
از لبخند مردی که داشتم عاشقش میشدم...
ترسیدم.
- ۹۹
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط