بیابان قهوه ای چشمان أو، مرا هر لحظه مست ترو بی قرار تر میکرد.. گویی دستانم تن گرم اورا عاجزانه طلب میکردند.تن و جسم او برای من ساخته شده و او به وجود آمد که قلب من تن بی نقصش را پرستشکند! @J