ای که بی تو خودمو تک و تنها می‌بینم

ای که بی تو خودمو تک و تنها می‌بینم



هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می‌بینم



یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود



قصه‌ی غربت تو قد صد تا قصه بود



یاد تو هر جا که هستم با منه



داره عمر منو آتیش میزنه



تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد



گونه‌های خیسمو دستای تو پاک می‌کرد



حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب



چرا بیصدا شده لب قصه‌های خوب



من که باور ندارم اون همه خاطره مرد



عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد



آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده



انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده



یاد تو هرجا که هستم با منه



داره عمر منو آتیش میزنه
دیدگاه ها (۲)

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

سناریو تهیونگ

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟗ات روی تخت بیمارستان دراز کش...

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

ویو ات:بعد از اینکه جونگ‌کوک از اتاق رفت، با اینکه گرسنه بود...

لحظه ی دیدار با تو بعد از اینکه تهیونگ با اون حرکت رو از روی...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط