عشق سخت

عشق سخت
p4
بعد این حرف حرف ا.ت در باز شد و استاد اومد تو
ا.ت: جونگ کوک بلند شوو باید بشینمم
جونگ کوک: التماس کن شاید گذاشتم
ا.ت: چییی
استاد: ا.ت چیزی شده چرا نمیشینی؟
ا.ت: استاد جونگ کوک بلند نمیشه
جونگ کوک: نه استاد من پام درد میکنه گفتم یه زره وایسه من پام خوب شه بلند شم بشینه
ا.ت: چیی تو پات درد میکنه
استاد: باشه حالا الان بهتری؟
جونگ کوک: بله استاد
استاد: خب پس بلند شو ا.ت بشینه که درسو شروع کنیم
ا.ت و جونگ کوک: چشم استاد
جونگ کوک بلند شد و من نشستم و به کوک چشم قره رفتم استاد داشت درس میداد و من اجازه گرفتم برم بیرون به بهونه دستشویی و استاد هم اجازه داد
داشتم بیرون قدم میزدم که یهو یکی هلم داد خوردم به دیوار و منو گذاشت بین دوتا دستاش قیافشو دیدم اون اونن..
دیدگاه ها (۱)

عشق سخت p5اون اون جونگ کوک بودا.ت: چته چیکار میکنی(با لحن تع...

عشق سخت p6منتظر اتوبوس بودیم که دیدم جونگ کوک داره با بادیگا...

اگه از فیکام خوشتون اومد لایک و کامنت فراموش نشه که برای ادا...

عشق سختp3که ا.ت یهو نشست روی پاهای جونگ کوک تو فکر ا.تاخههه ...

P⁴زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/تچند دقیقه بعد دوباره ر...

#عشق زیبای منPart2ا/ت داشت به سمت خونه میرفت که یهو یه ماشین...

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط