شاید امروز، دلی از دل من پر بزند

شاید امروز، دلی از دل من پر بزند
وبیاید به در خانه تو در بزند
کس چه می داند اگر صبحدمی ، با خورشید
شاید از مشرق من ،حادثه ای سر بزند”
دیدگاه ها (۱)

اسمش را باران نهادند من به آن میگویم اشک آسمان برایمان گفتند...

گاهی فقط میخواهی بروی واز همه دور شویخیلی دورنه که کم آورده ...

خاطراتت مانند تجویز دکتر است هرشب یک خاطره قبل از خواب

دلم تنگ شده؛ برای یک حادثه... حادثه ای شبیه کوبیدن باران به ...

مادرجان...🖤😭زهجران تو پر پر می‌زند دل زدلتنگی به هر در می‌زن...

باز هم مرغ دلم بر سر کوی حسین میزند چه چه با یاد بین الحرمین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط